چه دفاعی از خودم بکنم؟من بی دفاعم.
من شریف تربیت شدم ، من شریف بزرگ شدم ،نه کسی من رو می شناخت ، نه کسی بنده را می دید.
نه ثروت مند بودم و نه هیچ چیز دیگر.
تمام سهم من از زندگی ، کار کردن در زیر زمین ادارۀ بایگانی بود ، لای پروندها.
من ساده بود ، من همه چیز را باور می کردم ، من با هیچ کس مخالفت نمی کردم ، سرم به کار خودم بود و من شریف بودم.
من نمی خواستم به بانک بروم،من نمی تونستم طبابت کنم ، من نمی تونستم سرهنگ باشم ، من نمی خواستم شعر بگم.
من مقاومت کردم تا حدّ توانم ، اما من توانم کم بود.
بنده ضعیف بودم ، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران.
و من به همه احترام می گذاشتم.
و من شروع کردم به بازی کردن ، و من شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقتها یادم رفت که کجام.
و همۀ اینهایی که می گن ، مال من نیست ، حقّ من نیست.
و من اشتباهیم، من از اولش اشتباهی بودم.
بله من یادم رفت که اینها مال من نیست و من اشتباهیم.
تقصیر من بود ، تقصیر دیگران هم بود.
امّا خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی را برای خودم برنداشتم .
من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم ، من از سهم کسی بر نداشتم ، من فقط اشتباهی بودم....
خدایا تو شاهدی که من چیزی را خراب نکردم.
خدایا تو شاهدی که من کسی را اذیت نکردم.
من فقط اشتباهی بودم.
چه دفاعی از خودم بکنم ؟
من بی دفاعم.
حالا من ماندم و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم.
من از هیچ کس توقعّی ندارم.
خدایا تو من را ببخش.
من شریف تربیت شدم ، من شریف بزرگ شدم ،نه کسی من رو می شناخت ، نه کسی بنده را می دید.
نه ثروت مند بودم و نه هیچ چیز دیگر.
تمام سهم من از زندگی ، کار کردن در زیر زمین ادارۀ بایگانی بود ، لای پروندها.
من ساده بود ، من همه چیز را باور می کردم ، من با هیچ کس مخالفت نمی کردم ، سرم به کار خودم بود و من شریف بودم.
من نمی خواستم به بانک بروم،من نمی تونستم طبابت کنم ، من نمی تونستم سرهنگ باشم ، من نمی خواستم شعر بگم.
من مقاومت کردم تا حدّ توانم ، اما من توانم کم بود.
بنده ضعیف بودم ، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران.
و من به همه احترام می گذاشتم.
و من شروع کردم به بازی کردن ، و من شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقتها یادم رفت که کجام.
و همۀ اینهایی که می گن ، مال من نیست ، حقّ من نیست.
و من اشتباهیم، من از اولش اشتباهی بودم.
بله من یادم رفت که اینها مال من نیست و من اشتباهیم.
تقصیر من بود ، تقصیر دیگران هم بود.
امّا خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی را برای خودم برنداشتم .
من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم ، من از سهم کسی بر نداشتم ، من فقط اشتباهی بودم....
خدایا تو شاهدی که من چیزی را خراب نکردم.
خدایا تو شاهدی که من کسی را اذیت نکردم.
من فقط اشتباهی بودم.
چه دفاعی از خودم بکنم ؟
من بی دفاعم.
حالا من ماندم و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم.
من از هیچ کس توقعّی ندارم.
خدایا تو من را ببخش.
«وخوش به حال مسعود شصتچی (مرد هزار چهره)که فهمید اشتباهی هست و اشتباهی بودنش هم بخشیده شد.
خیلی ها هستند که اشتباهی هستند ولی خودشون نمی دونند که اشتبا هی هستند.
و خیلی کسان دیگری هم هستند که اشتباهی نیستند ولی به جرم اشتباهی بودن محاکمه شان می کنیم.»
خیلی ها هستند که اشتباهی هستند ولی خودشون نمی دونند که اشتبا هی هستند.
و خیلی کسان دیگری هم هستند که اشتباهی نیستند ولی به جرم اشتباهی بودن محاکمه شان می کنیم.»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر