سه‌شنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۸

دست تو


تو اینطوری شروع می شی

این دستته

این چشمت

این یه ماهیه، آبی و صاف

روی کاغذ،

تقریبا شبیه یه چشم.

این دهنته، یه دایره

یا یه ماه، هر کدوم تو بخوای.

اینم زرده.

بیرون پنجره

بارونه، سبز

آخه تابستونه

و دورترا

درخته و بعد

جهان.

که گرده و فقط

رنگای این نه مداد رنگیو داره.

این دنیاست، که پرتر و

یاد گرفتنش سخت‌تره

از اونایی که من بهت گفتم.

می‌تونی اونجوری لکه‌‌های سرخ بسازی و

بعد با زرد: دنیا می‌سوزه.

وقتی این لغت‌ها رو یاد بگیری

می‌فهمی که لغت‌های بیشتری هم هست

از اونایی که تا حالا یاد گرفتی.

لغت دست بالای دستت معلقه

مثل یه ابر کوچیک بالای یه دریاچه.

لغت دست لنگر می‌ندازه

به دستت روی این میز

دستت یه سنگ گرمه

که من میون دو لغت نگهشون داشتم

این دست تو. اینا دست من. این دنیا.

که گرده ولی صاف نیس و رنگای بیشتری داره

از رنگایی که ما می‌بینیم.

شروع می‌شه و تموم می شه

همون چیزیه که می خوای بهش برگردی

این دست توئه

مارگارت آتوود


هیچ نظری موجود نیست: