skip to main
|
skip to sidebar
آب و رنگِ،زندگی
سهشنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۸۷
خب ، من و خدا با هم خیلی ...
دیشب وقتی چشمهام رو بستم .تا شاید بتونم بخوابم. یه حس خوبی بهم دست داد.
حس کردم با خدا نون بیار کباب بیار دارم بازی می کنم و با همون حس خوابم برد .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
About Me
Lakoumeh
مشاهده نمایه کامل من
Archives
نوامبر 2010
(1)
اکتبر 2010
(1)
اکتبر 2009
(3)
ژوئیهٔ 2009
(1)
مارس 2009
(3)
ژانویهٔ 2009
(2)
دسامبر 2008
(2)
اکتبر 2008
(1)
اوت 2008
(1)
ژوئیهٔ 2008
(3)
ژوئن 2008
(5)
مهٔ 2008
(3)
آوریل 2008
(25)
My Reading
Dr . Sharif
Wikipedia
استـــــــر
خـــــودم
فهرست وبلاگ من
آبی اما گرم
انگشتهای دوتا دست
-
و من عروس خوشههای اقاقی شدم
۲ سال قبل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر