skip to main
|
skip to sidebar
آب و رنگِ،زندگی
شنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۷
21:00
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد،
دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونه ام را،
تیغ
های!، نپریشی صفای زلفکم را،
دست
و آبرویم را نریزی،
دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
About Me
Lakoumeh
مشاهده نمایه کامل من
Archives
نوامبر 2010
(1)
اکتبر 2010
(1)
اکتبر 2009
(3)
ژوئیهٔ 2009
(1)
مارس 2009
(3)
ژانویهٔ 2009
(2)
دسامبر 2008
(2)
اکتبر 2008
(1)
اوت 2008
(1)
ژوئیهٔ 2008
(3)
ژوئن 2008
(5)
مهٔ 2008
(3)
آوریل 2008
(25)
My Reading
Dr . Sharif
Wikipedia
استـــــــر
خـــــودم
فهرست وبلاگ من
آبی اما گرم
انگشتهای دوتا دست
-
و من عروس خوشههای اقاقی شدم
۲ سال قبل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر